على محمدى خراسانى

102

شرح مكاسب (فارسى)

بهبودى مىبخشد و وى را به حال عادى و طبيعى برمىگرداند « 1 » الحديث ، يعنى تا آخر حديث . قوله : ثم لا يخفى : مرحوم شيخ مىفرمايد : با توجه به اينكه تعاريف سحر گوناگون بود و در هر كدام قيودى و خصوصياتى مطرح بود لذا جمع بين تمامى آنها جدا مشكل است [ و گاه منجر به تناقض‌گوئى مىشود زيرا برخى اضرار را معتبر مىدانند و برخى نه و . . . ] ولى مهمّ بيان احكام سحر است نه بحث موضوعى [ چرا كه موضوع را مىتوان به عرف حواله داد و مصاديقى كه يقينا از سحر است حكمش را بيان كرد و مواردى كه يقينا سحر نيست تكليفش روشن است و موارد مشكوك هم بايد با اصول عمليّه تعيين وظيفه كرد . ] قوله : المقام الثانى : و امّا مقام دوّم يا بحث حكمى : تا به حال با معانى گوناگون سحر در لغت و در عرف فقهاء ، و نيز با اقسام آن در كلام فخر الدين ره و علّامهء مجلسى ره آشنا شديم ، و امّا حكم شرعى اين اقسام : آيا شرعا تمامى اقسام مذكور حرام مىباشند ؟ يا همهء آنها جايز مىباشند ؟ و يا تفصيل در كار است ؟ مرحوم شيخ در دو مرحله بحث مىكنند : الف : پيرامون اقسام چهارگانه‌اى كه در كلام فخر الدين در ايضاح ذكر شد . ب : در رابطه با ساير انواع سحر و جادو كه در كلام مجلسى و ديگران آمده بود . اما مرحلهء اوّل : مىفرمايند : ما نيز به پيروى از صاحب ايضاح الفوائد معتقديم كه : چهار قسم مذكور [ سحر ، علم دعوت كواكب ، طلسمات ، عزايم و . . . ]

--> ( 1 ) احتجاج طبرسى ج 2 ص 81 .